Liberation

Reflections on philosophy and science

Wednesday, November 30, 2005


قطار زير زميني
*
قطار خواهد آمد
جاري مي گردد
در ميانه ي تالار
شكاف فاصله ي ما
*
قطار خواهد آمد
مردمان خسته
چشم انتظار
دخيل مي بندند
بر ضريح زمان
*
قطار خواهد آمد
چون هائلي بين دو سكو
بين من و اميد
*
قطار خواهد آمد
چون ساحلي بين دو دريا
شور و نمك سود
*
قطار خواهد آمد
چون قاصدي
در گريبانش
حكم اعدام
*
قطار خواهد آمد
ز قعر ظلمت دالان
چشمان گشوده ز هم
گربه اي سراپا دم
*
قطار خواهد آمد
بلبلان فلزي
فراسوي وحشت
سرود مي خوانند
در چكاچك ريل
*
سرود وصل نمي خوانند
سرود فاجعه مي خوانند
سرود تلخ جدايي
بدرود
بدرود
بدرود

1 Comments:

Post a Comment

<< Home