Liberation

Reflections on philosophy and science

Wednesday, July 25, 2007

Post-Modern sexuality

برو ارگاسم شو!؛

باشه!؛


Wednesday, July 11, 2007

jouissance!

"!تن من کویر تشنه ، تن تو مثل تگرگه"

هر چقدر هم که کلیشه ای باشد زیبا به نظر می آید ...چه چیز این نصفه خط شعر را زیبا می کند؟
کویر و تگرگ انقدر از هم دورند که وقتی به هم می رسند ، چیزی بینشان پدید می آید ، چیزی که
جزو هیچ کدام نیست ،یک مازاد ، چیزی مثل ذوب شدن
این مازاد ، است که بر دلزدگی کلیشه وار ما از این شعر قلبه می کند. جایی که این مازاد حکم می راند،نقد ادبی که بر اساس نظم نمادین عمل می کند کاره ای نیست . تکه ادبی که مشتمل بر فرایند های روانی مرتبط با یک مازاد قدرت مند ،یک ژوئیسانس ، باشد ، هر چقدر تکرار شود هیچ گاه تکراری نمی شود

Saturday, July 07, 2007

چند روز پیش یک مجموعه ی ویدئو در باره ی نسبت های هندسی بدن انسان روی نت پیدا کردم؛
این نگاه به بدن انسان واقعا با نگاه سایت های پورن فرق داره!؛

هم دستی؛

قوی ترین چیزی که آدم ها رو در زندگی به هم نزدیک می کنه "هم دستی" ه
همین "همدستی" یه که بعضی وقت ها مردم اسم اش رو می ذارن عشق. به این معنی که
هر چی مقدار این عنصر "هم دستی" کمتر باشه ، یعنی هر چی عشق بیشتر به رسمیت
شناخته شه ارزش اش کمتر می شه؛
دو نمونه دیگه از اسم هایی که مردم رو هم دستی می ذارن عبارته از رفاقت و هم پیالگی ؛

Friday, July 06, 2007

باز گشایی

این جانب بالاخره موفق به اینستال فونت و دست خط فارسی شدم